أبو علي سينا
ديباچه 36
النجاة من الغرق في بحر الضلالات
يا شمارها كه در اين دفتر اندكى با آنان ستيهندگى كرد وپايان سخن را به دفترهاى ميم ونون كه پس از لام مىآيند نويد داد . چون در هر دانش وهنرى اگر بخواهيم درست به مطلبهاى آن برسيم ناگزيريم از سخنان جدلى آنها ، خواه آنها را راست ودرست نشان دهد وخواه آنها را تباه سازد آگاه باشيم ، چون هر كه در مطالب شك نكند آن چيزهايى را كه نمىدانست وسپس شناخت وآن چيزهايى را كه پيش از شناخت آنها از دست داد نخواهد شناخت ؛ از اين روى در آموزش بهتر اين دانسته شد كه مسائل آن دانش را با آوردن سخنان جدلى شك پذير دربارهء هر يك از آنها در دفتر جداگانهاى بنگارد ، سپس در ديگر دفترها به گشودن راز آنچه در ان شك شده است بپردازد . اين است كه در دفتر سوم كه نشانهء حرف باء دارد وناگزير بايستى پس از دو دفتر نخستين وپيش از دفترهاى ديگر باشد اين كار را كرد ، چون كه در دو دفتر پيشين از چهار سبب ومتناهي بودن آنها سخن مىرود ، واين را هم هنر جدل خواهان است ، ودفترهاى پسين هم در دو چيز كاوش مىكنند : يا اينكه آن شكهاى برشمرده شدهء در آن در آنها باز مىشود ، يا در آنها به آنچه در گشايش از شكوك ناگزير است مىپردازند . چون شكها با آپورياهاى بر شمرده شدهء در دفتر باء دو گونهاند : يا دربارهء راه نگرش اين دانشاند ، ويا دربارهء آنچه كه در آن بايد كاوش گردد ؛ پس هر كه بخواهد بدين دانش آغاز كند وبخواهد آن را برهاني سازد ، بايستى نخست آن شكها را باز كند ، چه با شناختن آن در راه برهان آوردن در اين دانش استوار مىشود : وبا اين گونه نگرش هنرى را كه فلسفه ودانش مىنامند باز مىشناسد ، أزين روى بايستى در آغاز به باز كردن اين شكها پرداخت . وچون نگرش آنگاه درست در مىآيد كه نخستين مقدمات برهان را بشناسيم ، پس نخست بايستى در برابر كساني كه آنها را نمىپذيرند ونگرش را درست دانند سخن گفت ، أرسطو اين دو را در يك دفتر گذارد كه نام جيم دارد وپس از باء است ودر ان دو گونه كاوش است : يكى از منطق ويژهء متافيزيك دومى نخستين مبدء يا مقدمهء طبيعي كه پيش از همه است كه هستى ونيستى در يك چيز يكجا نخواهد بود . هر كه اين را نپذيرد با أو نتوان سخن گفت ونه چيزى را استوار داشت ونه چيزى را تباه دانست . پس از اين دفتر به گزارش واژههاى اين دانش پرداخت وآن را در دفتر دال گذاشت كه خود فرهنگ